علي ودادي
۱۳۸۸ شهریور ۸, یکشنبه
وقتي چيزي از ما نمانده است
وقتي چيزي از ما نمانده است ،
وقتِ خوب بودنِ خورشيدِ خاموش است .
سكوتِ جنگل صداهاي بسياري است ، بدون صدا
نسيم لبخند ميزند .
بعداز ظهر كسي ست كه فراموش ميكند .
حواس پرتي به برگ ها ضربه مي زند و
از شاخه متزلزل تر است .
صداي اميد دهنده ، شيواست
مانندِ قصه يي كه به آواز گفته شود .
وقتي جنگل خاموش ميشود .
جنگل به سخن گفتن ادامه ميدهد .
وقتي چيزي از ما نمانده است ،
وقتِ خوب بودنِ خورشيدِ خاموش است .
سكوتِ جنگل صداهاي بسياري است ، بدون صدا
نسيم لبخند ميزند .
بعداز ظهر كسي ست كه فراموش ميكند .
حواس پرتي به برگ ها ضربه مي زند و
از شاخه متزلزل تر است .
صداي اميد دهنده ، شيواست
مانندِ قصه يي كه به آواز گفته شود .
وقتي جنگل خاموش ميشود .
جنگل به سخن گفتن ادامه ميدهد .
فرناندو پسوآ ، ترجمه حميد فرازنده
اشتراک در:
پستها (Atom)